تبليغاتX
UNiComp.iR | Download Direct Tutorials Video , Film | دانلودمستقیم فیلم آموزشی،کتاب،جزوه،مقاله

عید باستانی نوروز بر آریائیان ایران زمین مبارک باد


عید باستانی نوروز بر آریائیان ایران زمین مبارک باد


میلاد با سعادت محمد مصطفی (ص) مبارک باد


میلاد با سعادت محمد مصطفی (ص) مبارک باد


٢٨ _ صفر


٢٨ صفر

١ـ شهادت جانسوز پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و اله)

٢ـ شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)

۱ـ شهادت جانسوز پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و اله)
در روز بیست و هشتم صفر سال ۱۱ هـ .ق. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله) در مدینه منوره در ۶۳ سالگی به شهادت رسیدند و مسـلمانان را در غـم و ماتمی بزرگ فرو بردند.
درباره‌ شهادت حضرت ختمی مرتبت علاوه بر حدیث معروف امام رضا(علیه السلام) « ما منّا الا مسموم أو مقتول» روایات ویژه‌ای نیز وارد شده که در این جا به آن ها اشاره می شود: «حفصه شنید که بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) ابی بکر و عمر خلافت را غصب خواهند کرد. این ‌خبر را به عایشه گفت و عایشه به ابی بکر و عمر خبر داد؛ آن‌ دو به دختران خود دستور دادند تا هر چه زودتر کاری کنند که خلافت به آنها برسد؛‌ سپس توطئه کردند و تصمیم گرفتند تا پیامبر(صلی الله علیه و اله) را مسموم نمایند و آن دو زن پیغمبر (صلی الله علیه و اله) را مسموم و شهید کردند».
رسول خدا از فعالیت‌هایی که برای قبضه کردن خلافت انجام می‌گرفت، ‌آگاه بودند‍‍؛ از این رو برای پیشگیری از انحراف تصمیم گرفتند سندی مکتوب را برای جانشینی خود به یادگار گذارند تا دیگر هیچ گونه بهانه‌ای وجود نداشته باشد و برای آخرین بار تکلیف امت خود را مشخص کنند.
آخرین فرستاده خداوند در‌ آخرین لحظات عمر پر برکت خود، قلم و کاغذ طلب کردند. عمر فریاد زد و ننگ‌آورترین و پست‌ترین کلمه‌ای که می‌توانست بگوید، بر زبانش جاری و بشری را از مسیر هدایت خویش منحرف کرد: «دعوه انّ ا لرّجل لیهجر، حسبنا کتاب الله ؛ رهایش کنید! همانا این مرد هذیان می‌گوید!‌ کتاب خدا ما را بس است».
در آن جمع کنار بستر پیامبر ـ که به اصطلاح به عیادت آمده بودند ـ عده ای به حمایت عمر برخاسته، گفتند: « عمر راست می‌گوید!» عده‌ای دیگر با آن‌ها مخالفت کردند. نزاع بالا گرفت و پیامبر(صلی الله علیه و اله) به آن بی شرمان فرمودند: « از نزد من خارج شوید که نزاع و درگیری نزد من سزاوار نیست!»
آیا این بود مراعات مقام کسی که قرآن درباره اش می گوید: ?وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى?؛ (پیامبر) هرگز به هوای نفس خود سخن نمی‌گوید. سخن او چیزی جز وحی خدا نیست» .
پس از ارتحال رسول خدا در حالی که امیرمؤمنان(علیه السلام) به تدفین پیامبر مشغول بودند، عده‌ای از سران و سیاستمداران مهاجر و انصار در سقیفه ‌بنی ساعده گردهم آمده، به مجادله و منازعه پرداختند تا جانشین پیامبر را تعیین کنند. در این معرکه عمر با زور و قلدری برای ابی بکر بیعت گرفت و منازعه را به نفع خودشان به پایان رساند .
بدن مطهرحضرت (صلی الله علیه و اله) که عمری در راه اعتلای کلمه توحید تلاش و پیکار و در برابر انواع دشمنی‌ها و دسیسه‌های مشرکان ایستادگی کرد به خاک سپرده شد و نزد پروردگار خویش آرام گرفت. اما حوادث پس از رحلت ایشان و بی‌حرمتی به بیت وحی و به شهادت رساندن تنها دخترشان، ‌غصب خلافت و شکافتن فرق نازنین مولای متقیان علی(علیه السلام) و... گویی، آرامش را حتی در آن عالم از حضرت رسول(صلی الله علیه و اله) سلب کرد.
زبانه آتش هولناکی که در کنار بستر پیامبر افروخته شد، در خانه اهلبیت پیامبر(علیهم السلام) را سوزاند و باعث شد تا پهلوی سرور زنان عالم و تنها دختر او مجروح شود و فرزندی که در جنین داشت به شهادت رسد. آتش جنگ نهروان از همان آتش سقیفه نشأت گرفت و بر امیرمؤمنان(علیه السلام) تحمیل شد و در نهایت فرق همایونی حضرتش را در محراب نماز غرق در خون کرد. گمراهی امت اسلامی از کنار بستر بیماری به اوج خود رسید و همان جهل و عناد باعث شد تا فرزند نازنین او، حسن بن علی(علیه السلام) مظلومانه به شهادت رسد. زبانه‌های همان آتش در روز عاشورا بر خیمه‌های حسینی افتاد واهل بیتش را آواره بیابانها کرد. این بلای هولناک امامان شیعه(علیهم السلام) را یکی پس از دیگری به شهادت رساند.
و اگر ما از درک و حضور امام عصر (عج) محروم هستیم، همه از کجراهی و انحرافی است که پس از شهادت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله) در مسیر بشریت قرار گرفت.
گدازه‌های آتش سقیفه‌، وهابیت را به وجود آورد که امروز پیروان مذهب تشیع را واجب القتل و زیارت را شرک می دانند شیعیان را از زیارت قبور امامان(علیهما السلام) خود محروم می‌کند و تخریب مزار امامان را لازم و واجب می‌داند.
سقیفه نشینان و در رأس آنها عمر و ابابکر، مانع هدایت جامعه بشری به سوی کمال شدند و امروز تمامی ظلم‌هایی که بر بشر می‌رود و تمام کجروی‌ها بر گردن آنان است ؛ باشد تا روز واپسین و حسابرسی اعمال که هرکس به سزای اعمال خویش خواهد رسید!

۲ـ شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
در چنین روزی و در سال ۵۰ هـ .ق. معاویه که وجود امام حسن(علیه السلام) را برای امیال خود، از جمله بیعت گرفتن با یزید مانع می‌دید، ‌با همدستی جعده، دختر اشعث که از سران خوارج بود، امام را مسـموم نمـود و در ۴۷سالگی به شهادت رساند.


شمع بگذارید...


شمع بگذارید...

فانوس بیاوزیرید...

امشب شب شام غریبان است

شب سیاه ستم

مشعل هاتان را روشن کنید

امشب زنان خیمه گاه چراغی ندارند

امشب کودکان آب، بی سر پناهند

امشب شب یتیمی جهان است

صحرا از تب میسوزد

آسمان میخواهد فرو بریزد

شب شام در بدری هاست

شب شام رنج است

شب شام زنجیر است

شب شام رمل های داغ و خارهای برّنده است

شب شام تازیانه و شمشیر است

صدای شیون ستاره ها را نمیشنوید؟

صدای جرس شترها را نمیشنوید؟

صدای شیهه اسب ها را نمیشنوید؟

کاروان اسیران به شام میروند

تازیانه غم بر دوش قافله فرو می آید

پیشانیِ بیابان ها گداخته از غم است

زخم، تن کاروان را پوشانده است

شام، در بُهت فرو رفته است

صدای همهمه و زنجیر، غرور کوچه ها را شکسته است

دیوارها نای ایستادن ندارند

پنجره های پلید، چنگ انداخته بر دامان کودکان

چنگ انداخته بر چشمان خون بار زینب

چنگ انداخته بر چهره زخمی قافله

چنگ انداخته بر بازوان کبود کاروان

فانوس روشن کنید

شمع بگذارید!!

امشب شب یتیمی کوچه های دمشق است

شب یتیمی کاروان کربلاست...


من کنت مولاه فهذا علی مولا


من کنت مولاه فهذا علی مولا

عید سعید غدیر خم بر شیعیان علی بن ابی طالب مبارک

عید غدیر در سیره اهل‏بیت(ع)

روز عرفه


تا بال به بال عشق بستی*تا هست جهان همیشه هستی

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد.  

دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.

در اين روز حجاج بيت ا... الحرام با وقوف در صحراي عرفات با خداي خويش به مناجات مي پردازند و دعاي عرفه امام حسين(ع) را قرائت مي كنند.

شهادت امام جواد محمد باقر شیعیان تسلیت باد


شهادت امام محمد باقر بر شیعیان آن حضرت مبارک



سراب لحظه ها


در سراب لحظه ها تو را سایه ای می بینم

         امشب نخواهم خوابید...

                     به تو می اندیشم و عاشقانه اشک میریزم

شور عشقت دلم را از خود بی خود می کند

                         اگر به انتهای ابدیت هم برسم تو را دوست دارم

 نام مقدست تنها رمز دلم است

     به چشمان پر از اشکم نگاه کن دستانم را بگیر

                            به آسمان بنگر و دعایم کن ای فرشته روحانی

نامت را بر دروازه های قلبم خواهم نوشت

                                احساسم کن تا تو را بپرستم

بگذار نگاهت کنم تا از لبخندت آرامش بگیرم

          تو همه دنیای منی و من عاشق صدایت

                      نکند روزی مرا تنها بگذاری و نادیده ام بگیری

در خلوت ذهنم تو همیشه بهاری هستی

      حتی اگر قلبم غروب کند تو تنها گل سبز قلبم هستی

          مرا ببخش به خاطر فراموش کردنت

                         نگذار تنها بی تو به سرنوشتم بپیوندم

اندوه نگاهت قلبم را می آزارد

                             دوستت دارم ای تنهای وجودم

از دختر پاییزی


شهادت امام جواد برای شیعیان تسلیت باد


شهادت امام جواد برای شیعیان تسلیت باد


واقعا چرا...


واقعا چرا...

چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم

تمام عبادات ما عادت است
به بی‌عادتی کاش عادت کنیم

چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟

به هنگام نیّت برای نماز
به آلاله‌ها قصد قربت کنیم

چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟

چه اشکال دارد در آیینه‌ها
جمال خدا را زیارت کنیم؟

مگر موج دریا ز دریا جداست؟
چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟

پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم

«وجود» تو چون عین «ماهیت» است
چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟

اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟

بیا جیب احساس و اندیشه را
پر از نُقل مهر و محبت کنیم

پر از «گلشن راز»، از «عقل سرخ»
پر از «کیمیای سعادت» کنیم

بیایید تا عینِ «عین القضات»
میان دل و دین قضاوت کنیم

اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سنت کنیم

مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم

برادر چه شد رسم اخوانیه؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم

بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم

خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گلها حمایت کنیم

رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
«بیا عاشقی را رعایت کنیم»

از ااینجا این اثر را با صدای قیصر دانلود کنید

خدایا دریاب مرا


::::::::: یــــادم باشـــــد ::::::::

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد، نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد، راهی نروم که بیراه باشد، خطی ننویسم که آزار دهد کسی را، یادم باشد روز و روزگار خوش است، همه چیز زیبا و بر وفق مراد است و خوب تنها دل ما دل نیست.

پرسیدم  خدايا  چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و  بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و  ترس را به گوشه ای انداز. شک هایت را باور نکن و  هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید. مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی  كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را. مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر

:::::::::::: خدایــــــــا :::::::::::

خداوندا به من توفیقی ده که فقط یک روز بنده مخلص تو باشم که می دانم حتی ساعتی این چنین بودن بس دشوار است. خداوندا دستانم خالی اند و دلم غرق در آمال . یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتی خالی کن.خدایا می دانم که نادانم به ذره ای از علم بیکرانت دانایم کن. بارالها زبانم در ستایش تو قاصر است به من زبانی عطا کن تا گوشه ای اندک از رحمت بیکرانت را سپاس گویم.خداوندا راه گم کرده ام ، هدایتم کن.خدایا قلبم را از تمام کینه ها پاک کن که غیر از تو کسی را بر این کار قادر نیست.خدایا شکم را به باور ، باورم را به ایمان و ایمانم را به یقین مبدل فرما.خداوندا به من صبری ده که بر سیلی دشمنان بخندم و با خنجرهای دوستان به رقص آیم.خدایا شرکم را به یکتاییت ، ضعفم را به قدرتت، جهلم را به علمت، حماقتم را به حکمتت، گناهانم را به رحمتت، عصیانم را به عزتت، تیرگی دلم را به نورت، بی حرمتی هایم را به قداستت، تنگ دستی و بخلم را به کرمت و ناسپاسی ام را به لطفت ببخش.خدایا به خیر و شر خود آگاه نیستم به علمت و به رحمتت هر آنچه خیر من در آن است بر من فرو فرست و هر آنچه شری برای من در آن است از من دور گردان.خدایا به من بیاموز چگونه هنگامی که دستانم را بسته اند و زبانم را بریده اند بر ظلمی که با چشمانم می بینم صبر کنم.خدایا به من یقینی ده که جز تو در هستی هیچ چیز نبینم.خدایا به من دلی ده که جز مهر تو در آن هیچ مهری را راه نباشد.خدایا به من قلبی ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفریده توست.خدایا به من زبانی ده که جز بر حمد تو گویا نگردد.خدایا هر آنچه دارم از آن توست پس آنچه خیر من است بر زبانم جاری کن تا از تو تمنایش کنم که خود بسیار نادانم.خدایا خواسته هایم بسیارند ولی هیچ چیز در قبال آنها ندارم. پس تو از مخزن بی انتهای کرمت آنها را به من عطا کن.خداوندا با تمام آنچه تو به من عطا کردی می خوانمت پس دعایم را اجابت فرما.


در این قطعه از بهشت


آهنگ فوق العاده شنیدنی و آرامش بخش توسط استاد کریمخانی به نام در این قطعه از بهشت (آمده ام)
| بـا کـیـفـیـت عـالـی / به صورت کامل / به هیچ وجه از دست ندید / ویژه میلاد امام رضا (ع) |
| آهنگ معروفی که از تمام شبکه ها پخش شده / دو ورژن مختلف (بدون آهنگ و به همراه آهنگ) |
میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس، و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا عليه السلام مبارک.

آهنگ فوق العاده شنیدنی و آرامش بخش توسط استاد کریمخانی به نام در این قطعه از بهشت (آمده ام)آمدم ای شاه ، پناهم  بده                خط امانی ز گناهم بده
ای  حَرمَت  ملجأ  در ماندگان             دور مران از در و ، راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق           قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو  که  من  نیستم            اِذن به  یک لحظه نگاهم  بده
ای که حَریمت به  مَثَل  کهرباست       شوق وسبک خیزی کاهم بده
تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع          گرمی جان سوز به آهم بده
لشگرشیطان به کمین من است         بی کسم ای، شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من            با  نظری ، یار و سپاهم  بده
در  شب  اول که  به  قبرم  نهند          نور  بدان شام  سیاهم  بده
ای که عطا بخش همه عالمی            جمله ی حاجات مرا هم بده

عید سعید فطر مبارک


پیشایش عید سعید فطر برای مسلمانان جهان مبارک


شب قدر 1389


شب قدر 1389 ما رو هم از دعای خودتون بی نصیب نکنید.

التماس دعا


میلاد باسعادت امام زین العابدین بر شیعیان آن حضرت مبارک باد


23

اعیاد شعبانیه برا همگان مبارک

میلاد باسعادت امام زین العابدین بر شیعیان آن حضرت مبارک باد

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌

میلاد با سعادت امام علی النقی حضرت جواد (ع) بر شیعیان مبارک


میلاد با سعادت امام علی النقی حضرت جواد (ع) بر شیعیان مبارک


شهادت امام هادی (ع) بر شیعیان آن حضرت تسلیت باد


شهادت امام هادی (ع) بر شیعیان آن حضرت تسلیت باد


میلاد با سعادت امام محمد باقر (ع) مبارک


میلاد با سعادت امام محمد باقر (ع) بر شیعیان آن حضرت مبارک

تولد خودم هم مبارک


میلاد باسعادت حضرت زهرا برای شیعیان مبارک


میلاد باسعادت حضرت زهرا برای شیعیان مبارک

منـــاجــات خدای من


منـــاجــات
خدای من
يا الله

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ...

گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...


Search Engine Submission - AddMe